گفتگو با هوار محمد بازیکن عراقی تیم پرسپولیس


 12 خواهر و 12 برادریم !


گفتگو با هوار محمد بازیکن عراقی تیم پرسپولیس

هوار محمد بازیکن عراقی پرسپولیس که سابقه کسب عنوان بهترین بازیکن سال  آسیا را نیز دارد و با تیم ملی عراق قهرمان جام ملتهای آسیا شد، یکی از خریدهای خوب سرخپوشان به حساب میآید. هر چند هوار با گذشت چندین هفته از لیگ به اردوی پرسپولیس پیوست و در اواسط فصل نیز در برههای از زمان با این تیم به مشکل خورد، با این حال این هافبک عراقی هر بار که برای پرسپولیس به میدان آمد مهرهای موثر بود، تا جایی که طرفداران پرسپولسی روی سکوها برای او شعر میخوانند. او در فوتبال عراق، نامی است که همه او را میشناسند، به خصوص در کردستان عراق، به هر مغازهای که بروید طرفداران فوتبال، عکسی از او را به دیوارهای مغازهشان آویزان کردهاند، این فوتبالیست عراقی شد، سوژه این شماره گفتگوی ما... با او در منزلش در حوالی خیابان سئول تهران به گفتگو نشستیم در حالیکه که برادر بزرگش هم مهمان منزل هوار بود.

متولد زاخوی سلیمانیه

نام کامل من «هوار محمدطاهر» است. در سال 1982 (1361) در شهر زاخوی سلیمانیه عراق به دنیا آمدم، خانواده محمدطاهر را 24 فرزند تشکیل میدهند، ما 12 خواهر و 12 برادر هستیم! تعجب نکنید پدرم چهار همسر دارد!

شغل اصلیام فوتبال است، اما یک سری مجتمع و مغازه تجاری در سلیمانیه عراق دارم.

نزدیکی فوتبال دو کشور

بیشتر عراقیها به این خاطر در فوتبال ایران موفق میشوند، که فوتبال دو کشور خیلی به هم نزدیک است. فوتبالیستهای عراقی زیادی به ایران آمدند، که اکثر آنها موفق بودند. عمادرضا در هیچ باشگاهی بیش از دو سال نمیماند، اما در سپاهان چند سال است که بازی میکند یا عبدالوهاب ابوالهیل، هشت سال است که در ایران بازی میکند. میخواهم بگویم که فوتبالیستهای عراقی خود را به راحتی با فوتبال ایران وفق میدهند.

سینمای ایران

سینمای ایران را پیگیری میکنم و فیلمهای زیادی دیدم که نام آنها یادم نیست، اما این اواخر سریال حضرت یوسف(ع) برایم خیلی جذاب بود، فیلمهای ایران در کشور ما بسیار پرطرفدار است و ما تمام آنها را تهیه میکنیم. من زبان فارسی را خوب متوجه میشوم، به همین خاطر با فیلمهای ایرانی ارتباط برقرار میکنم.

ایران یکی از قدرتهای آسیا

اوایل یکسری میگفتند فوتبال ایران بعد از کشورهایی چون ژاپن و کرهجنوبی و عربستان در رده چهارم آسیاست، اما به نظر من «ایران» یکی از قدرتهای آسیاست که در بعضی مواقع شانس با آنان یار نبوده... من هنوز بازیهای ایران را در جامجهانی 98 به یاد دارم که چه تیم پرستارهای داشتید. همچنین با حضور بازیکنان خارجی خوب در لیگ برتر، لیگ ایران، در آینده به یکی از لیگهای برتر آسیا تبدیل خواهد شد، این حرف من را به یاد داشته باشید.

تهران، شهر شلوغ

 

تهران یکی از بهترین شهرهایی است که تا به حال در آنجا زندگی کردهام، همواره از اینکه ایرانیها چنین شهری دارند در همه جا تعریف میکنم تهران چه از نظر زیبایی و چه امکانات، جزو شهرهای درجه یک آسیا است، گرچه خیلی شلوغ و 24 ساعته، این شهر بیدار است.

پرسپولیس، پرطرفدار در جهان

قبل از آمدن به پرسپولیس تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که این تیم، باشگاه بزرگی در آسیاست و میتواند افتخارات مرا کامل کند این تیم حتی در سراسر جهان محبوب ایرانیان است.

 پرسپولیس پرطرفدارترین تیم آسیاست و امیدوارم این تیم به قهرمانی در آسیا و ایران دست پیدا کند. البته من مشکلی در برههای از لیگ با این تیم پیدا کردم که یک سوءتفاهم بود و حل شد.

دلمشغولیهایم در تهران

در تهران بیشتر سعی میکنم با فعالیتهای ورزشی، خودم را سرگرم کنم. به استخر میروم و سونا، تمرین اختصاصی میکنم. با مربی بدنساز کار میکنم و گاهی هم گشتی در اینترنت میزنم. تعدادی از دوستان و همبازیانم هم در خیابان آفریقا زندگی میکنند که گاها به آنها سر میزنم.

حضور در اروپا

هر فوتبالیستی برای خود، آرزوهایی دارد، نصف آرزوهای فوتبالی من هم حضور در اروپاست. فکر میکنم این اتفاق از پرسپولیس بیفتد چون خیلیها از لیگ ایران و این تیم، به اروپا رفتهاند.

به زودی ازدواج میکنم

مجرد هستم، اما به زودی ازدواج میکنم. به واسطه اینکه، سالها از خانوادهام دور بودم، طبخ غذا را یاد گرفتم و بهترین غذاها را درست میکنم! فکر میکنم هر کسی که باقالیپلو با مرغ دستپخت مرا بخورد از آن لذت میبرد.

زندگی در ایران

اوایل، زندگی در ایران برایم کمی سخت بود چون اصولا جابهجایی در ابتدا کمی با مشکلات همراه است و تا بخواهید در جایی جدید، جا بیفتی کمی دشوار است اما با کمک یکسری از دوستان و دلگرمی آنان از جمله آقای سعدی مشاور خوبم، محبت تماشاگران پرسپولیس در ایران و تهران به راحتی زندگی میکنم. ضمن اینکه باشگاه خانهای در خیابان سئول برایم در نظر گرفته که در آنجا زندگی میکنم.

اعتقادات مذهبی

من یک مسلمان هستم. وقتی به پرسپولیس آمدم ماه رمضان بود و هر روز روزه گرفتم تا جایی که کرانچار میگفت، شاید از لحاظ بدنی کم بیاورم. من اعتقادات شدید مذهبی دارم. هنوز یک رکعت نماز قضا ندارم و یک روزه هم نخوردهام. حتی خمس و زکات خودم را هم میپردازم، من افتخار میکنم که مسلمان هستم.

علی کریمی نیستم

من را با علی کریمی مقایسه میکنند، اما باید بگویم که من «هوار محمد» عراقیام نه «علی کریمی»، کریمی یک ستاره ایرانی است. برای من مهم این است که چقدر بتوانم جای او در پرسپولیس پر کنم و رضایت هواداران را جلب کنم.

اهل سیاست نیستم

جلال طالبانی رئیس دولت موقت عراق پسرعموی پدر من است. اما پدرم هیچگاه وارد سیاست نشد او در سلیمانیه، زمینهای کشاورزی زیادی دارد. ما از خانوادهای سرمایهدار و مشهور در عراق هستیم، اما اهل سیاست نیستیم.

علی دایی بهترین در آسیا

 

بدون اغراق باید بگویم، «علی دایی» بهترین فوتبالیست آسیا است، زمانی که من 14 ساله بودم، شاهد بازی ایران در مسابقات جام ملتهای آسیا به سال 96 بودم، آن زمان ما در اولین بازی ایران را شکست دادیم، اما سپس به ایرانیها شوکی وارد شد و بازیهای به یادماندنی انجام دادند که ستارهشان «علی دایی» بود.

«علی دایی» نامی معتبر نه تنها برای فوتبال ایران بلکه برای آسیا میباشد، زمانی که او به بایرن مونیخ رفته بود، همه میگفتیم یک آسیایی در بایرن مونیخ و فوتبال آلمان، خوشحالم که او مربی من است و میدانم که میتوانم تجربههای خوبی از او به دست آورم.

زمانی که ایران با دایی از عربستان باخت، من به هیچ عنوان باور نمیکردم، اما جذابیتهای فوتبال به همین است، ما در آخرین دوره جام ملتهای آسیا در مالزی اول شدیم، اما نتوانستیم جزو 10 تیم اول آسیا برای رقابتهای مقدماتی جامجهانی 2010 باشیم، حتی از گروهمان، هم بالا نیامدیم. این به نظر شما عجیب نیست! این از جذابیتهای فوتبال است، وگرنه پرطرفدارترین ورزش جهان نمیشد، غمها و شادیهاست که این ورزش را در نگاه مردم دنیا، به عنوان یک ورزش پرطرفدار قلمداد کرده است.

از نیروی هوایی شروع شد

فوتبال را با نیروی هوایی عراق آغاز کردم، سپس به النصر لبنان رفتم. مدتی در لیگ قبرس توپ زدم و بعد از آن هم به قطر رفتم. سپس در العین امارات بازی کردم و از آنجا به پرسپولیس آمدم.

 

حضور در شهر اربیل

در دوران نوجوانی پدرم اصلا اجازه فوتبال و تمرین کردن را نمیداد، اما «گودار» برادر بزرگم دستم را گرفت و به شهر اربیل برد که بیشتر فوتبالیستهای عراقی از آنجا فوتبال حرفهای را آغاز میکنند، در اربیل خودم را نشان دادم تا اینکه به تیم جوانان و امید عراق دعوت شدم و سرانجام «عموبابا» سرمربی سرشناس تیم ملی عراق، مرا به تیم ملی دعوت کرد.

از لابهلای حرفها

 82 بازی ملی انجام دادم و 45 گل برای تیم ملی عراق زدهام.

 «عمادرضا» بهترین بازیکن تاریخ فوتبال عراق است، که در ایران بازی میکند.

 در طول روز، یکی دو ساعتی را برای خواندن قرآن وقت میگذارم.

 در خیابان جردن فروشگاهی است که لباسهایم را از آنجا میخرم.

 تنها مارک محبوبم در لباسهای ورزشی «آدیداس» است.

 زبان فارسی را کاملا متوجه میشوم، اما بلد نیستم صحبت کنم.

 در زمان جنگ ایران و عراق، ما در شمال عراق بودیم و هیچ کدام از اقوام ما در این جنگ آسیبی ندیدند.

 در ایران ماشین ندارم و باشگاه برای من راننده گرفته است.




نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد