«گوگوش
دخترایران» که نشریه گلوبال ریتم آن را یک تجربه شگفت انگیز خوانده نام
فیلم مستندی است که توسط فرهاد زمانی ، فیلمساز ایرانی آمریکایی ساکن
نیویورک یک سال پیش از اجرای نخستین کنسرت گوگوش در آمریکا ساخته شده است.
این فیلم که برنده جایزه نخست
جشنواره فیلم های ایرانی ونکوور در کانادا بوده است و فیلم برگزیده
فستیوال فیلم های مهاجرت سوئد به شمار می رود، برای نخستین بار در تالار
فیلم جین سیسکل شیکاگو به نمایش درآمد و هم اکنون نیز قرار است تا در
اواخر ماه اوت در مرکز هنری لینکلن سنتر شهر نیویورک با حضور فیلمساز،
فرهاد زمانی به نمایش درآید.
فیلم «گوگوش دختر ایران» که نشریه
«شیکاگو ریدر» آن را « یک بیوگرافی فمینیستی و یک تاریخ پسا استعماری
ایران» خوانده است، به وجوه مشترکی که میان گوگوش، الهه موسیقی ایران که
در جایگاهی کمی برتر از فقط « یک ستاره موسیقی پاپ » قرار گرفته و بخش
هایی ازتاریخ ۵۰ ساله معاصر ایران اشاره دارد. از دیدگاه تماشاگر غربی این
جایگاه، گوگوش را از جهت آسیب پذیری در کنار همتایانی چون مرلین مونرو و
الویس پریسلی قرار می دهد.
تا سال ۱۹۷۹، گوگوش که نام اصلی او
فائقه آتشین است، در اوج معروفیت ومحبوبیت به عنوان یک « دیوا» یا الهه
موسیقی در ایران شناخته می شد. او بیست و چهارساعته مشغول به کار و فعالیت
در رشته هنری خود بود و به کارهایی می پرداخت که برای آن ها ساخته شده
بود: خواندن، رقصیدن وگاه بازی در فیلم های ایرانی.
این امکانات با آغاز سلطنت پهلوی ها
و کشف حجاب توسط رضاشاه پهلوی بوجود آمده بود و به این صورت بود که زنان
ایرانی در دوران پیش از انقلاب ۵۷ توانسته بودند از مزایای آزادی که در
ارتباط با غرب بوجود آمده بود استفاده کرده و هنرهای خود را به صورتی که
بیانگر این آزادی بود به نمایش بگذارند.
گوگوش فعالیت های هنری را از کودکی (
۳ یا ۴ سالگی) آغاز کرده بود اما کم کم با وجود استعدادی شگرف و پشتکاری
کم نظیر، چون خورشیدی برتارک صحنه موسیقی پاپ آن زمان ایران درخشیدن گرفت
گوگوش با روحی آزاد توانست به زودی
تبدیل به مظهری از ایران مدرن آن روزگار شده و حتی انعکاس دهنده آن باشد.
برای مثال او در دهه ۷۰ میلادی با کوتاه کردن موهای خود که عملی غیرمتعارف
برای زنان آن دوره محسوب می شد، توانست مد تازه ای را به جامعه ارائه کند
و از آن پس دختران و زنان جوان با کوتاه کردن موی خود به این مد تازه که «
موی گوگوشی» خوانده می شد به این حرکت او پیوستند.
علاوه بر این «گوگوش» زنی بسیار زیبا
با قامتی ظریف بود که امکان استفاده از مدهای رایج اروپایی و به ویژه
فرانسوی آن دوران را برای او آسان تر می ساخت. به این صورت او برای بسیاری
تبدیل به یک «تصویر ایده آل» و یک مدل نمونه شد که در دوران خود به اندازه
مرلین مونروی آن زمان و یا «لیدی گاگا» ی این دوران هواخواه و طرفدار داشت.
اما ناگهان درسال ۱۹۷۹، با وقوع انقلاب و پیدایش رژیم جمهوری اسلامی در
ایران، مقامات تندروی اسلام شیعه در صدر رهبری مملکت، خوانندگی تکنفره
برای یک زن را ممنوع ساختند و این قانون تازه ، چون حجابی بود که برروی
زندگی حرفه ای گوگوش کشیده شد. ناگهان این خواننده موفق و محبوب به ناچار
از انظار پنهان و مهر سکوت برلبانش نهاده شد.
صداهای بسیاری دیگر از زنان ایران
نیز در آن دوران ساکت شد، به بسیاری از آن ها مهر«منافق» زده شد و اجازه
اجرای برنامه در اماکن عمومی در حضور مردان و ضبط صفحه از آن ها گرفته شد.
علیرغم تمام این ممنوعیت ها، گوگوش
تصمیم گرفت که در ایران بماند. این تصمیم بنا برگفته فیلمساز، فرهاد
زمانی، یکی از جلوه های زیبای شخصیت گوگوش را نشان می دهد:« گوگوش هم می
توانست فرار کند. یا مثل بسیاری از هموطنان تحصیل کرده و شهرنشین خود
مهاجرت کند. او می توانست به خارج ازکشور بیاید و برای جمعیت همواره درحال
تقلیل غربتی های مهاجر در هوستون یا لس آنجلس برنامه اجرا کند. اما به جای
این کار او در ایران ماند و مدت ۲۱ سال را به سکوت گذراند و به این صورت
او برای همیشه همان دختر ایران باقی ماند.»
عکس: فرهاد زمانی فیلمساز ساکن نیویورک