![]()
روش کار مستند سازان این است که ضمن بازسازی صحنه های واقعی .. در صورت زنده بودن شخصیت های اصلی از ان ها برای تشریح ماجرا بهره می برند . خب من این بار خیال شما رو راحت کردم . ابتدا تصاویر شخصیت های واقعی را به شما معرفی کرده و یاد اور می شوم .. کاپیتان اصلی پرواز شمار ۱۴۳ " ایرکانادا " ( باب پیرسون ) و کمک خلبان او " موریس کوئین تال " بوده است .
یکی از شخصیت هایی که در این پرواز حضور داشته و از قضا دوست کاپیتان باب بوده همین چهره یعنی آقای " ریک دیون " است . ریک مهندس تعمیرات و نگهداری خطوط ایر کانادا است که با همسر و یک فرزندش در ان هواپیما بودند .
با این تعاریف حتمآ متوجه شدید که سوزان خانم هم یکی از میهماندارن هواپیما بوده است . تعجب نکنید .. او مدت هاست بازنشسته شده است .. در روز حادثه می گن خیلی زیبا بوده است !!
آخرین چهره واقعی " رون هیوت " مسئول ارشد برج مراقبت بوده که در روز حادثه مسئولیت راهنمایی و گفت و گو با کاپیتان " باب " را به عهده داشته است . ظاهرآ انسانی بسیار خوش مشرب و شیرین سخن است .. و خیلی جالب از آن لحظات سخن گفته است .
![]()
بیست و سوم جولای ۱۹۸۳ یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۶۷ متعلق به خطوط هواپیمایی ایر کانادا با ۶۱ مسافر و هشت خدمه با پرواز شماره ۱۴۳ مونترال را به مقصد ادمنتون ترک کرده و در آسمان آبی رنگ کانادا در حال پرواز بود .. میهمانداران با لبخند از همه پذیرایی می کردند ..
در میان مسافران جناب آقای " ریک دیون " که چهره واقعی اش رو بالا مشاهده فرمودید با پسر چهار ساله و همسرش از جمله مسافران این پرواز هستند . او نخستین بار بود که با هواپیمای جدید ۷۶۷ پرواز می کرد . " ریک " خیلی دلش می خواست کابین هواپیمای جدید رو از نزدیک ببینه .. خب چه فرصتی بهتر از این که باب دوست قدیمی اش کاپیتان این پرواز است ..
در داخل کابین کاپیتان " باب پیرسون " ۴۸ ساله با پانزده هزار ساعت سابقه پرواز به اصطلاح پشت فرمون ( یوک ) نشسته است . کمک خلبان او " موریس کوئین تال " دارای هفت هزار ساعت تجربه پرواز کنار کاپیتان باب نشسته است . دوستی ریک و باب به سال ها قبل بر می گردد که آن ها در یک کلوپ هوایی کوچک با هم بودند .. باب جوان با هواپیماهای فوق سبک مخصوصآ گلایدر خیلی تمرین داشت .
در ان روز هواپیما مسیر شمال به غرب کانادا را در ارتفاع ۳۱ هزار پایی طی می کرد .. و قرار بود برای گریز از ابر های خطرناک تا سطح ۴۱۰۰۰ پایی اوج بگیرد . همه چیز آرام و دلنشین بود . مهندس ریک هم داخل کابین امده و کاپیتان در حال معرفی سیستم های مدرن بود .. در این مدل هواپیما ها میکرو پرسسور های دقیق همه وظایف مهندس پرواز را انجام داده و هواپیما فاقد خدمه ای با عنوان مهندس پرواز بود . نکته جالب این که این چهارمین هواپیمای جت ۷۶۷ بود که خطوط هوایی کانادا خریداری کرده و کلآ ۱۵۰ ساعت پرواز در کارنامه اش بود . به همین دلیل برای خلبانان ان هم ناشناخته بود . چون هر یک تنها ۷۵ ساعت پرواز با این جت مدرن داشتند ...
تمام سطوح آلات دقیق هواپیما دیجیتالی بوده و به شکل جعبعه تلویزیون تمام اطلاعات مورد نیاز خلبانان را در اختیار ان ها قرار می دهد .. باب خطاب به اریک می گوید .. برعکس هواپیماهای دیگه تمام ایراد ها از داخل کابین مانیتور شده و برطرف می گردد .. در حالی که دهان اریک از تعجب باز مونده بود !! ناگهان با شنیده شدن بوق اخطاری که از صفحه بالای سر ان ها شنیده می شد ، همه را متعجب ساخت ..
وقتی هر سه نفر به بالای سر خود نگاه کردند ، دیدند که چراغ یکی از پمپ های باک بنزین هواپیما روش شده است ! معنی ان این است .. که بنزین به پمپ نرسیده و همین امر سبب روشن شدن چراخ اخطار شده است !
همان گونه که در تصویر مشاهده می فرمایید ، این نوع هواپیماها کلآ دارای سه باک سوخت هستند . که معمولآ برای پرواز های معمولی از دو باکی که روی بال ها ( پشت هر موتور ) تعبیه شده است استفاده می شود . اما در پرواز های طولانی ( لانگ رنج ) باک مرکزی که روی کمر هواپیما واقع شده است را هم پر می کنند . و این باک قادره به هر یک از موتور ها سوخت برسونه .. وظیفه پمپ های الکترونیکی هم رساندن سوخت از باک ها به موتور ها است .
در حالی که کاپیتان سرگرم توضیح به ریک است و می گوید .. خدا کنه اشکال از اتصالی مدار ها باشد .. و پمپ اشکال ان چنانی نداشته باشد ، ناگهان ..
این بار صدای بوق هشدار پمپ دیگر هم شنیده شد !! اگه به تصویر با دقت نگاه کنید ، چراغ اولی مربوط به پمپ جلویی باک چپ بود .. ولی حالا چراغ پمپ عقبی هم در حال چشمک زدن است ! به قول ما ایرانی ها .. گاو شون زائید ..!! کاپیتان گیج شده بود ! چون دستگاه دیجیتال اش نشون می داد که بنزین کافی برای ادامه مسیر داره .. ضمنآ به اطلاع برسونم که این نوع جت ها .. عقربه نشاندهنده دیجیتالی بنزین هم دارند . ولی از بد شانسی .. ان ها در این پرواز کار نمی کردند .. و روی ان را با چسب بسته بودند ..! همین مسئله حالا مشکل ساز شده بود !!
کاپیتان بعد از مشورت از اریک .. به این نتیجه رسید که ممکنه باک چپ در حال انتقال بنزین به باک راست است و به همین دلیل چراخ های پمپ روشن می شوند .. کاپیتان پیرسون در این لحظه تصمیم مناسبی می گیره و به کمک خود می گوید .. امکان داره ما سوخت کم بیاوریم .. بهتره در نزدیک ترین مکان فرود بیاییم . همان گونه که در نقشه می بینید .. ۷۰۰ مایل تا مقصد اصلی باقی مانده بود .. به نقشه مراجعه کردند .. نزدیک ترین محل " وینی پیگ " بود که ۱۲۰ مایل فاصله داشت !
متصدی برج آقای " ران هیوت " با ۲۰ سال سابقه و تجربه کاری اون روز شیفت اش بود . خلبان با برج مراقبت تماس گرفته و تقاضای کاهش ارتفاع به منظور فرود در فرودگاه وینی پیگ رو می کنه .. ران بعد ها با یاد اوری اون روز می گوید .. من اصلآ از خلبان نپرسیدم چرا می خواهید این کار رو بکنید !! چون تصور می کردم در حیطه مسئولیت ام نیست !!
بعد از تماس با برج مراقبت و اعلام فرود در نزدیک ترین فرودگاه ، هواپیما از ارتفاع ۴۱۰۰۰ پایی ، با سرعت ۶۰۰۰ پا در دقیقه ارتفاع خود رو کم می کند .. خلبان به سر میهماندار اعلام می کنه تا مسافران رو برای فرود اضطراری آماده کنه .. ! در همین لحظه صدای بوق اخطار اتمام
سوخت به گوش می رسد !! یعنی چه ؟ هواپیما قبل از پرواز سوخت گیری کرده بود !!
در حالی که سرمیهماندار ، تمام همکارانش رو به جلوی هواپیما دعوت کرده بود ، داخل کابین اتفاق دیگری رخ داد .. آن ها با ناباوری دیدند که به دلیل نداشتن بنزین ، موتور سمت چپ خاموش شد !! کاپیتان پیرسون تجربه کافی برای فرود با یک موتور در این نوع جت های مسافربری رو داشت . ولی او هرگز فکر نمی کرد در آسمان هر دو موتورش رو از دست بدهد !!
در حالی که مسافران با اضطراب به سخنان میهمانداران گوش فرا داده و خود رو برای فرود اضطراری آماده کرده بودند .. ناگهان در میان تعجب افراد داخل کابین موتور سمت راست هم بعد از اخطار خاموش شد . و به دنبال ان برق هواپیما هم رفت ..!! همچنین تمام تجهیزات و عقربه های جلوی خلبان هم خاموش شد ! این بدترین نوع اتفاق در هر پروازی است !
آن ها در ارتفاع دوازده هزارو پانصد پایی زمین بودند که این اتفاق وحشتناک رخ داد .. تاریکی سنگینی بر سیستم های ناوبری سایه افکنده بود .. این بار کمک خلبان با برج تماس گرفته و اعلام وضعیت اضطراری کرد .. او به ران گفت .. ما هر دو موتور خودمون رو از دست داده ایم !! مسئول برج بعد ها اعتراف کرد : وقتی گفت هر دو موتورمون رو از دست دادیم .. من با خود فکر کردم دارم با مرده حرف می زنم !!
در این وضعیت .. خلبان با تجربه باب پیرسون اصلآ خودش رو گم نکرده بله با حفظ خونسردی سعی کرد بر شرایط دشوار غلبه کند .. او سعی کرد خیلی آرام گاهی با پائین اوردن دماغه سرعت مطلوب رو به دست اورد ..
در هواپیماهای مدرن ، سیستمی در زیر بدنه هواپیما ها تعبیه شده است که به محض از کار افتادن موتور ها یا ژنراتور های برق ، یک ابزاری به نام " رت " مخفف ( Run Air Tourbain ) که به شکل پنکه ای است ، به صورت خودکار باز شده و با چرخش آن برق لازم برای مشاهده آلات دقیق کابین یا مکالمه خلبان با زمین تولید می شود ! همچنین سبب کارکرد ضعیف پمپ های هیدرولیک هم می شود . و همان گونه که در تصویر می بیندید ، به کار افتاد
همان گونه که در تصویر مشاهده می فرمایید . در داخل ایستگاه های کنترل هوایی ، رادار های بزرگی وچود دارد که در آن به خوبی شماره پرواز و موقعیتش نسبت به فرودگاه نشان داده می شود .. اما از بد شانسی آن ها ، به دلیل قطع ژنراتور ها در مقابل دیدگان مسئولین برج مراقبت از صفحه رادار محو شد . ران مسئول ارشد برج سریع دستور داد با روشن کردن رادار های تقویتی و کمکی بار دیگر با خلبان پرواز ۱۴۳ ارتباط برقرار کرده و آن ها را در صفحه مشاهده نمایند ...
با روشن شدن رادار های مضاعف ( کمکی ) از روی صدای خلبان به کمک امواج قوی دستگاه ، موقعیت دقیق هواپیما روی صفحه سبز رنگ ایستگاه کنترل ترافیک بار دیگر مشخص شد . ولی هنوز مشکل اصلی یعنی فرود باقی مانده بود ..!!
با از دست دادن موتور های هواپیما ، به دلیل نیروی پیش برنده هواپیما تا مدتی می تواند به راه خودش ادامه دهد .. که به اصطلاح گلاید ( سر خوردن لغزیدن ) می کند .. اما به تدریج هواپیما به زمین نزدیک و نزدیک تر می شود .. ! و خلبان بخت برگشته هیچ راهی برای کنترل هواپیما ندارد . اما شانسی که مسافران اوردن ، کاپیتان پیرسون تجارب زیادی با هواپیماهای گلایدر داشته و به نوعی مهارت خاصی داشت .. اما نه هواپیمای بزرگ ..!! معمولآ در این گونه مواقع خلبانان با تجربه سرعت و زمان کاهش ارتفاع رو محاسبه کرده و سعی می کنند به سلامت فرود آیند .. اما این هواپیما هیچ ابزاری برای محاسبه نداشت !!
با نزدیک شدن هواپیما به زمین ، ترس و اضطراب به مسافران غلبه می کند . میهمانداران سعی می کنند با اموزش دادن آن ها ، همه را نجات داده و از آسیب جدی رها یابند .. یکی از خانم های میهماندار در حال طریقه نشستن در موقع فرود است ..
با روشن کردن رادار های کمکی ، عاقبت متخصصان حرفه ای موفق شدند وضعیت هواپیما رو که دقایقی بود از صفحه رادار محو شده بود به دست اورند .. آن ها با ارتباط به خلبان ، به او یاد اور شدند که ۳۵ مایل تا وینی پیگ فرودگاه درخواستی خلبان فاصله دارند .. کاپیتان با تجربه پرواز ۱۴۳ برای نخستین بار موفق شد به کمک متخصصان کنترل ترافیک جهت و موقعیت هواپیمایش رو در آسمان بداند . حال تمام فکر او به این مسئله معطوف بود .. آیا موفق خواهد شد !!؟
مسئولان کنترل زمینی به کاپیتان پرواز ۱۴۳ اعلام کردند که ۶۵ مایل تا ایستگاه وینی پیگ فاصله دارند . و همچنین یک پایگاه هوایی هم به نام " گی میلی " در ۴۵ مایلی شما واقع شده است . کمک خلبان به باب گفت .. من این پایگاه رو خیلی خوب مثل کف دستم می شناسم .. به همین دلیل کاپیتان تصمیم گرفت به جای وینی پیگ به گی میلی که ۲۰ مایل نزدیک تر هم است فرود آید .. آن ها تصمیم خود رو مبنی بر فرود در پایگاه هوایی به مرکز کنترل ترافیک اعلام کرده و از امکانات آن پرسیدند .. در پاسخ شنیدند که تنها یک باند فرود بدون امکانات اضطراری و حتی برج کنترل داره !!
بار دیگر کاپیتان باب پیرسون عمیقآ فکر کرده و از مسئولان کنترل فاصله اش رو با ایستگاه گی میلی پرسید . مسئولان زمینی اعلام کردند .. ۱۲ مایل تا ان جا فاصله دارید .. دقیقآ در سمت راست شما واقع شده است .. هدینگ ۳۴۵ درجه پیچیده و ادامه دهید .. در همین لحظه دوست باب خواهش کرد تا به نزد خانواده اش برگردد .. ارتفاع هواپیما در اون لحظه زیر هشت هزار پا بود .
نکته قابل توجه .. مشاهده منطقه فرود بود . این مسئله برای خلبان امتیاز مهمی به شمار می امد . او به کنترل ترافیک اعلام کرد که باند فرود رو مشاهده می کنه .. پیرسون به کمک خود گفت چرخ ها را باز کند .. به دلیل نداشتن پمپ هیدرولیک ، ارابه های فرود به وسیله قوه جاذبه زمین باز با فشار رو به پائین امده و باز شدند ..
در داخل کابین هواپیماها ، چراغ هایی وجود دارند که خلبان با مشاهده آن متوجه می شود آیا چرخ ها باز و قفل شده اند یا خیر ؟ .. اما همان گونه که در تصویر می بینید .. آن ها بد شانسی آورده و چراغ های چرخ های عقب نشان از باز و قفل شدن می داد .. اما چرخ جلوی هواپیما نشون می داد که قفل نشده .. و معنی ان این است که تحمل وزن هواپیما را نخواهد کرد !!
خلبانان حرفه ای اموخته اند وقتی در شرایط دشواری قرار دارند .. و در عین حال مشکلی پیش می آید .. نباید زیاد روی ان فکر کرد .. به همین دلیل کاپیتان مسئله چرخ جلو رو فراموش کرده و با توجه به فاصله تا محل فرود تنها دو راه حل داشت ...
او به خوبی می دانست اگه از ارتفاعی که باند رو می بینه به نرمی پائین بیاید .. در این وضعیت هواپیما به نرمی در باند فرود امده .. ولی بعد به دلیل کوتاهی باند از انتهای باند خارج و آتش خواهد گرفت ! اما در وضعیت دوم .. او اگر با به سطح زمین شیرجه با شیب تند رود ، امکان این که ابتدای باند هواپیما رو فرود اورده و نرسیده به انتهای باند آن را متوقف کند . خیلی زیاد است .. فراموش نکنیم هواپیما هیچ ابزاری برای کنترل سرعت هواپیمای خود ندارد ..!
خلبانان در مقابل تصمیم خطرناکی قرار گرفته بودند .. برای کاهش سرعت لازم آن ها نیاز داشتند یک دور به حول محور عرضی چرخیده تا به وضعیت ایده آل برای فرود برسند .. ولی این امر سه دقیقه زمان می برد .. و برای آن ها خیلی دیر بود .. و امکان برخورد هواپیما با زمین وجود داشت .. به همین دلیل کاپیتان پیرسون تصمیم می گیره حالت دوم یعنی چرخش نیمدایره و سپس اپروچ به سمت باند رو می گیره .. که این امر تنها با هواپیماهای کوچک مانند گلایدر امکان پذیر بود نه جت بزرگ مسافربری ..!! به هر حال تنها روش برای اپروچ به باند بود ..
خلبان کهنه کار و با تجربه تصمیم نهایی خود رو گرفته و به کمک خود اعلام می کنه .. قصد دارم یکوری به سمت باند شیرجه روم !! و سپس با مهارت و اتکاء به نفس خود سعی می کنه با فشار به پدال ها ، رادر ( ستون عمودی دم هواپیما ) و ایلورن ها ، زاویه فرود هواپیما رو تغیر بدهد .. !! کار بسیار خطرناکی است چون موتور و فلاپ نداشتند .. مسافران به توصیه میهمانداران با خم کردن سر خود و دراز کردن دست ها به موازات شانه های خود به صندلی مقابل تکیه داده بودند ..
باب پیترسون با فشار عکس به پدال ها و کلنجار رفتن با فرامین و الرون ها ، سعی می کنه جهت و سرعت دلخواه اش رو به دست آورد .. اما با نزدیک شدن به زمین تنها چیزی که فکرش رو نمی کرد این که قطعه باندی که ۱۵ سال قبل در ان اموزش دیده بود ، اینک تبدیل به پیست مسابقه اتوموبیل های کورسی شده است !!
در باند فوق علاقه مندان مسابقات اتوموبیل رانی اخر های هفته برا پیک نیک و تفریح به این زمین آمده و با خانواده های خود اوقات فراغت خویش را سپری می کنند .. اما پترسون هیچ گزینه دیگری نداشت .. چون نه بنزین داشت و نه موتور ..
پیترسون با چرخاندن فرامین هواپیما به چپ و فشار رادر به راست ..! سعی می کند هواپیما رو به سمت باند بلغزاند !! کمک خلبان بعد ها اعتراف کرد .. شرایط خیلی دشواری بود .. ما ارتفاع مون خیلی بالا بود .هواپیمای یکوری به سمت بال چپ در حالت بنک ( چرخش ) شدید قرار داشت .. هر ان امکان استال در همان حالت وجود داشت !! نفس ام رو در سینه حبس کرده بودم ..
" سوزان جی وت " یکی از میهمانداران بعد ها با یاد آوری لحظات فرود گفت .. من عکس دخترم ویکتوریا را به دستم گرفته و به این فکر می کردم که چگونه همسرم بعد از مرگ من قادر به نگهداری از او خواهد شد .. هواپیما تنها صد ها متر با زمین فاصله داشت .. کاپیتان نمی دونست باند گی میلی مدت هاست که تغیر کاربردی داده و به پیست مسابقه تبدیل شده است !!
کاپیتان خیلی شانس آورد که آن روز شنبه بود.. و روزهای شنبه هیچ مسابقه ای در این پیست انجام نمی شود !! و تنها مخصوص خانواده هاست .. که برای گردش و تفریح و پختن " باربی کیو " خانوادگی به این محل جمع می شوند ...
درست در لحظه ای که هواپیمای پرواز ۱۴۳ در حال نزدیک شدن به پیست مسابقه اتوموبیل رانی است ، دو پسر بچه تصمیم می گیرند دقایقی بر روی باند دوچرخه سواری کنند .. بد شانسی بزرگ این که هواپیمای ۷۶۷ مسافربری فاقد بوق است !! و از ان جا که موتور هایش خاموش بود .. بی صدا در حال نزدیک شدن به زمین بود ....!!!
هواپیما در نزدیکی های باند قرار گرفته بود ... لحظه خیلی خطرناکی برای همه به شمار می رفت .. هیچ کس حتی کاپیتان و کمک خلبان با تجربه اش مطمئن نبودند که لحظاتی دیگر آیا زنده خواهند بود یا نه ؟ کاپیتان سعی کرد هواپیما رو روی باند قرار دهد .. مگه می شه ..!!؟
لحظاتی بعد هواپیما دقیقآ با مهارت خلبان بر روی ابتدای پیست قرار می گیرد ..
هواپیما به محض نشستن بر روی زمین ، چرخ جلوی ان که قفل نشده بود .. بسته شده و هواپیما با دماغ به روی زمین کشیده می شود .. خلبانان ناگهان مشاهده می کنند دو تا نوجوان روی باند هستند .. و هر لحظه به ان ها نزدیک و نزدیک تر می شوند .. اما بچه ها اصلآ صدای جت مسافربری رو در پشت سر خود نمی شنوند ..!!
به دلیل وجود گاردریل در وسط پیست مسابقه ، گوشه های بدنه با ان برخورد کرده و تولید جرقه می نماید .. اما به دلیل عدم وجود قطره ای بنزین هیچ اتفاق ناگواری رخ نمی دهد ..
هواپیما با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت به بچه ها نزدیک و نزدیک تر می شود ... کاپیتان به دلیل نداشتن چرخ جلو .. هیچ کنترلی بر روی ان ندارد .. به دلیل فشار شدید به ترمز ها هر دو لاستیک هواپیما ترکیده و از بین می روند .. ناگهان یکی از بچه ها متوجه حادثه شده و دوست خود رو خبر کرده و هر دو با شتاب رکاب زنان فرار می کنند ..!!
در این لحظه خانواده هایی که مشغول بازی و تفریح بودند متوجه حادثه شده و برای کمک به سمت هواپیما می دوند ..
عاقبت هواپیمای جت ۷۶۷ در اواسط زمین مسابقه به راحتی و بدون هیچ حادثه ای توقف می کند .. مسافران از در های خروجی به بیرون توسط سرسره ها به بیرون فرار می کنند .. اما به دلیل پائین بودن دماغ هواپیما ، سرسره ها چند پایی از زمین بالاتر بوده و همین امر موجب خراش سطحی دست و پای بعضی ها می شود .. هر دو خلبان بعد از انجام چک لیست بعد از فرود ، در حالی که کابین دود گرفته بود از ان خارج می شوند ..
خلبان به کمک بعضی از دارندگان اتوموبیل با پاشیدن پودر ضد حریق سعی در کنترل دود حاصل از چرخ های جلو رو دارند .. خوشبختانه به هیچ یک از مسافران صدمه ای نرسیده و همه نجات می یابند ..
کالبد شکافی سانحه ...
به محض توقف و خروج موفقیت آمیز مسافران .. همه یاد سانحه دو ماه قبل می افتند که دو ماه قبل هم یک هواپیمای "دی سی - ۹ " خطوط هوایی کانادا به سلامتی فرود می آید .. اما هنوز همه مسافران خارج نشده بودند که آتش سراسر هواپیما رو در برگرفته و باعث کشته شدن ۲۳ مسافر می شود .. به همین دلیل مسافران پرواز ۱۴۳ با عبرت از حادثه قبل این شرکت سریع تخلیه می شوند
فردای روز حادثه تیم بررسی سانحه سریع خود رو به هواپیما رسانیده و تحقیقات همه جانبه خود را آغاز می کنند
اولین کار گروه تحقیق چک کردن مقدار سوخت داخل باک ها بود .. ! آن ها می خواستند مطمئن شوند که آیا واقعآ سوخت به اتمام رسیده است یا این که مشکلی در انتقال آن به موتور ها وجود داشته ..!!؟ ولی با ناباوری متوجه می شوند تنها چند قطره بنرین داخل باک ها باقی مانده بود !!
آن ها سپس به مبدآ رفته و با بررسی پرونده های مربوط به هواپیما ، متوجه شدند هواپیما قبل از پرواز سوخت گیری کرده بود .. آن ها مطمئن بودند که خلبان برای آگاهی از مقدار وزن هواپیما در موقع تیک آف احتیاج به مقدار سوخت دریافتی دارد .. پس با این حساب .. چه عاملی سبب شده است که سوخت تمام شود ؟ متخصصان تحقیق با کنترل درون باک ها به دنبال سوراخ یا منفذی بودند که شاید بیرون در موقع پرواز به بیرون نشت کرده باشد .. اما پاسخ منفی بود !!
این بار به سراغ متصدی سوخت یا همان راننده کامیون رفتند .. او هم با خونسردی به ان ها پاسخ داد من مثل همیشه به آن ها سوخت داده و خلبان مقدار ان را از من پرسید .. !! پس دلیل چه می توانست باشد ؟ ناگهان یکی از بازرسان سئوالی به ذهن اش خطور کرد .. و از کارگر مربوطه پرسید .. شما سوخت را بر مبنای کیلو محاسبه کردی یا پاوند ..!!؟ کارگر لحظه ای فکر کرده و هر دفعه یک پاسخی داد .. یک بار گفت کیلو .. بار دیگر پاوند !!
دیگه دلیل سانحه مشخص شده بود .. ! خلبان در موقع جمع زدن وزن هواپیما ، به جای کیلو از واحد پاوند که تقریبآ نصف کیلو است محاسبه کرده بود !! و با باک های نیمه از زمین بلند شده بود !! بازرسان در تحقیقات خود متوجه مشکلی دیگر شدند .. که متخصصان عقربه های دیجیتال هواپیمای فوق رو چسب زده و غیر فعال کرده بودند !! اگه عقربه های باک ها سالم بود ، خلبان قبل از پرواز متوجه نیمه بودن سوخت در باک ها می شد ..
با مشخص شدن واقعیت ها .. دیگه همه چیز مشخص و روشن شد . آن ها به این نتیجه رسیدند که اگه آن روز چرخ جلوی هواپیما خراب نمی شد .. امکان فاجعه و کشته شدن تعداد زیادی از خانواده ها و مسافران حتمی بود .. دادگاه بررسی سوانح ، خطوط هوایی کانادا را مجبور کرد خلبانان اموزش بیشتری در موارد ایمنی بگذرانند .. البته تغیرات در سیستم سوخت هم به وجود امد
ریک دیون مهندسی که با خانواده اش در هواپیما بود در سال ۲۰۰۳ بازنشسته شد و در خطوط هوایی کره به عنوان سر متخصص مشغول به کار شد .. کمک خلبان ان هم در سال ۱۹۹۹ به مقام کاپیتانی ارتقاء پیدا کرد .. و عاقبت باب پیترسون هم تا ده سال بعد در خطوط هوایی به عنوان استاد خلبان هواپیماهای مسافربری مشغول به کار شد ..
تنها دو روز بعد از سانحه هواپیمای پرواز ۱۴۳ بعد از تعمیر دوباره به خط پرواز برگشته و در خطوط هوایی کانادا مشغول به پرواز شد .. با گذشت ماه ها و حتی سال ها هنوز هواپیمای کاپیتان پترسون با اقتدار در حال حمل بار و مسافر است ..