آقای مجری: طبق اخبار و گزارشهای تلویزیون اوضاع و احوال ایران کاملا عادی است و از 20سال پیش که آژیر قرمز جای خودش را به آژیر سفید داده، هیچ اتفاق ناخوشایند و نامیمونی در کشور روی نداده است. برای همین و فقط برای اینکه چند صدایی بودن شبکههای آقای عزت را ثابت کنیم، تصمیم گرفتیم در راستای اهداف مردمدوستانه و مهرورز گسترانه، مناظره دیگری را با عنصر مشکوک، نخستوزیر سابق و چهگوارای حاضر، آقای دکتر میرحسین موسوی انجام دهیم. آقای دکتر بفرمایید.
میرحسین: من همینجا اعلام میکنم شما از هر ابزاری برای توهین به من و جنبش مردم دارید استفاده میکنید. مثلا اگر من به شما بگویم «دکتر» ناراحت نمیشوید؟
آقای مجری: نه. من خودم دکترم.
میرحسین: خب دیگر. پس مردم حق دارند میگویند فلانی خیلی دکتره. اتفاقا درباره شما هم میگفتند آقای مجری، از آن دکترهاست!
آقای مجری: ببخشید آقای مهندس، من خواستم حسننیت سازمان صداوسیما و عوامل را ثابت کرده باشم.
میرحسین: شما خیال میکنید من از آن آدمها هستم که یک مدرک دکترای افتخاری از کالیفرنیا جایزه به من بدهند، خوشحال میشوم؟ نخیر. من مهندسم. سالهاست مهندسم. و اگر برای هندسه اقتصاد و هذلولی سیاست و عمود منصف فرهنگ و زاویه میانی سیاست خارجی احساس خطر نمیکردم، وارد صحنه نمیشدم. من همینجا اعلام میکنم که مهندسی شده است.
آقای مجری: مهندسی که کار خوبی است.
میرحسین: بله. مهندسی کار خوبی است اما شما یک بار مهندسی میکنی که آباد کنی، یک بار حساب کتاب میکنی که دولا پهنا حساب کنی. شما آمدهاید مهندسی انتخابات کردهاید. البته آقای باهنر معلوم نشد گفت در شمارش آرا مهندسی شده یا نه، اما گفت اگر تخلفی هم بوده، در حد مهندسی نبوده و فقط دلهدزدی شده! در ضمن به قول آقای رضایی که او هم معلوم نشد اعتراض کرده بعدا پس گرفته، یا اعتراضش را که پس گرفت بعدا رفته اعتراض کرده، یکطور راستنمایی شده است...
آقای مجری: ببینید. طبق آییننامه هر گونه اشاره به کاندیدای غایب این حق را برای او به وجود میآورد که...
میرحسین: من به کجا اشاره کردم؟
آقای مجری: شما به کاندیدای غایب اشاره کردید.
میرحسین: یعنی اشاره مستقیم کردم؟
آقای مجری: بله. کاملا مستقیم بود.
میرحسین: به کجا؟ اونوقت چطوری اشاره کردم که اینقدر مستقیم بود؟
آقای مجری: مستقیم بود. کاملا مشهود بود.
میرحسین: خب... چه جوری؟
آقای مجری: شما گفتید راستنمایی.
میرحسین: خب؟!
آقای مجری: ببینید طبق آییننامه کاندیدای غایب یعنی جناح راست. جناح راست یعنی کاندیدای غایب. پس نتیجه میگیریم راست یعنی وی، وی یعنی راست. از طرفی نمایی بر وزن مشایی است. آقای مشایی نماد تفکر جوانگرایی و نخبهگرایی است. از آنطرفتر که به ترکیب دشمن شاد کن شما که نگاه میکنیم، راستنمایی یکطور اشاره مستقیم به اینهاست که گفتم. در ضمن راستنمایی نوعی تبرج در خودش دارد که این دیگر از همهاش بدتر و معصیتطلبانهتر و آشوبطلبانهتر و بیبیسی شادکنتر و چالنگی خوشحالکنتر است. حتی آقای امیرقاسمی هم در شبکه طپش فردا حرفهای شما را تحلیل میکند که این برای سیستم خیلی بد است و اساس ما را متزلزل میکند و میلرزاند.
میرحسین: عجب، چه تحلیل دقیقی کردید.
آقای مجری: البته تحلیل به این عمیقی از بنده بعید است! تیم کارشناسی ما که سرشار از کارشناسان ارشد است، با مساعدت باقی عوامل پشت صحنه به این مهم دست پیدا کردهاند، که از توی این گوشی که فناوری کاملا چینی و تحت لیسانس دانشمندان روسی است و البته توسط نوکیا قابل شنود نمیباشد، این تحلیل را ارائه دادهاند که بنده هم واو به واو آن را خدمت شما و ملت فهیم انتقال دادم.
میرحسین: آفرین.
آقای مجری: به عنوان کلام آخر...
میرحسین: ملت فهیم من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت / سر بجنبان
که بلی جز که به سر هیچ نگو. با توجه به اینکه از تمام تریبونهای دولتی و
غیردولتی به صورت کاملا عادلانهای هفتتا شبکه به یکی میرسد و به من هم
بلندگوی دستی نمکیها رسیده است، که عکسش هم در اینترنت هست، پس من مجبور
هستم باز هم با کلام رمز و راز با شما صحبت کنم. مردم عزیز، چیزها را از
هم تشخیص و تمییز بدهید و به هرچیز اعتماد...
آقای مجری: ببینید طبق آییننامهای که همین الان تصویب شد و توی گوشی به من گفتند استفاده از «چیز» در جملات شما به جرم تشویش اذهان عمومی و تخریب اموال عمومی و بر هم زدن نظم عمومی و غیره ممنوع است.
میرحسین: من از شما تعجب میکنم. شما همچین میگویید «مردمی» انگار شبها ساعت 9 میخوابید و ساعت 10 شب دیگر چیزی نمیشنوید...
آقای مجری: وقت شما تمام است، حدود چهار سال ضربدر بیست و چهار ساعت وقت برای کاندیدای غایب محسوب میشود که فدای یک تار مویش. هر وقت دوست داشت میآید و حرف دل شما مردم فهیم را به گوش شما مردم فهیم میزند. خداحافظ. راستی بزنید آن کانال تا عکس چندتا آشوبطلب دیگر را در بیست و سی ببینید و حالش را ببرید.
برگرفته از روزنامه اعتماد ملی