نوبت شما به سبک ایرانی (قسمت دوم)






سلام. ‌من کیارش ارسلان هستم با یکی دیگر از برنامه‌های «نوبت ما». ‌از امروز به بعد در برنامه مسابقه تلفنی هم داریم. ‌اولین شرکت‌کننده پشت خطه. ‌نیما سیروس از یخچال. ‌سلام نیما.
سلام آقا کیارش. ‌من دچار افسردگی فلسفی شدم، گفتم تو برنامه شما شرکت کنم شاید حالم خوب بشه. ‌
نیما جان مگه برنامه‌های تلویزیون رو نگاه نمی‌کنی؟ به مرده نشون بدی قهرمان دوی المپیک میشه، چه برسه به افسرده!
چشم. سعی می‌کنم از این به بعد بیشتر تماشا کنم.
آفرین. ‌من دو تا خبر خوب هم دارم که بیشتر خوشحالت می‌کنه. ‌یک اینکه اگه به سوال ما خوب و درست جواب بدی، یه ساعت دیواری با امضای آقای عزت جایزه می‌گیری. ‌خبر دوم اینکه با گذشت کمتر از 24 ساعت از تولد بنیانا، نخستین گوساله حاصل از شبیه‌سازی در خاورمیانه، محققان پژوهشکده رویان در انتظار تولد دومین گوساله شبیه‌سازی شده با منشاء سلولی یکسان با این گوساله هستند. ‌اسم گوساله اولی رو «بنیانا» گذاشته‌اند و قراره گوساله دومی هم چون در مجتمع دامپروری فوکا وابسته به تامین‌اجتماعی متولد میشه، «تامینا» نام بگیره!
کیارش جون من حالم خوب شد. ‌دیگه لازم به ادامه مسابقه نیست، فقط ساعته رو با امضای آقا عزت فراموش نکنید. ‌اگه میشه مچی‌اش هم کنید!
حتما. ‌خب ممنونم. ‌به سراغ پارمیدا میریم با پیامک‌ها و ایمیل‌ها. ‌پارمیدا با شماست.
سلام. ‌کیارش. ‌البته حرفت رو کامل کنم که برنامه پارمیدا با شماست.
پویان دودر از میدان آرژانتین نوشته: «آقای حسین فدایی گفته مشخص شدن اصولگرایان واقعی و ادعایی از دستاوردهای انتخابات بود. ‌این دستاورد را به ملت بزرگ ایران تبریک می‌گویم. »
ضریب جینی از خیابان پاستور نوشته: «من بالا نرفتم. ‌پایین اومدم»
فرزندم رجب از لندن نوشته «این کره‌ای‌ها سویا‌هاشون این شکلی‌اند، ببین گوشت‌هاشون دیگه چه ریختی‌اند؟ هفته پیش تلویزیون یه مستند درباره خوراک مردم کره نشون می‌داد، این نکته به نظرم رسید.»
پدر ژپتو از روستای پینوکیوآباد نوشته: «من شیفته پیام‌های ننه‌رجب در روزنامه اعتماد ملی شدم. ‌اگه ممکنه یه مصاحبه با ایشون ترتیب بدید تا ما از نزدیک با ایشون آشنا بشیم. ‌در ضمن پسر من پینوکیو چند روزی به خونه برنگشته، شاید ایشون اطلاعی داشته باشند.»
حمید از نبرد که قبلا ساکن لواسون بوده و حالا دوست داره ساکن فرمانیه بشه، نوشته «شنیدم آقا قالیباف گفته به مردم قول میدم تا آخر سال 89 اگه از میدون کلاهدوز سوار مترو بشند 45 دقیقه بعد توی مهر‌شهر کرج پیاده می‌شند، خواستم بگم شما اگه جلوی راه دولت سنگ‌اندازی نمی‌کردی و مونوریل رو راه می‌انداختی مردم یه دقیقه بعد از اینکه سوار می‌شدند می‌رفتند فضا! تازه اون بالا مالاها منظره‌های خوبی هم داره و پر طلا‌ ملاست.»


کوتاه از شب نامه

نفت‌آوری
مدیرکل محیط‌زیست لرستان گفت: همچنان نفت به رودخانه کشکان می‌ریزد. در این خصوص یکی از نزدیکان به دولت در گوش خبرنگار ما گفت: این جدیدترین روش بردن نفت سر سفره مردم است. مردم منطقه می‌توانند با ماهیگیری یا شنا نفت بدنشان را جذب و سهم نفت‌شان را دریافت نمایند.


عنوان: ارزشگذاری
وزیر اقتصاد گفت: ارزشگذاری پول ملی اصلاح می‌شود. یک کارمند بازنشسته به خبرنگار ما گفت: آقایان یکهو بگویند ارزش یک میلیون تومان قرار است بشود 500هزار تومان خیال ما را راحت کنند دیگر!

شفافیت
قالیباف گفت: افراد تاثیرگذار در شرایط کنونی باید شفاف و صریح سخن بگویند. یکی از فعالان سیاسی تاثیرگذار که نخواست نامش فاش شود به خبرنگار شبنامه گفت: آخر شفاف و صریح بودن ما هم که آخرش منجر می‌شود به اعتراف‌گیری. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ببم جان!





فال قهوه آقا سعید حجا ر یان


بعضی فنجان‌ها را فالگیر که بخواهد ببیند دستش می‌لرزد، دستش نمی‌رود. بعضی فنجان‌ها را که ببیند دلش می‌لرزد، دلش نمی‌آید. امروز فال آقا سعید حجا ر یان را گرفتیم. ما مواظبیم دست‌مان نلرزد شما مواظب باشید دل‌تان نلرزد. البته با توجه به حجم اخبار خجسته‌ای که این روزها از در و دیوار می‌شنویم کلا دل‌تان را از ویبره خارج کنید بهتر است.

آقا حجا ر یان! توی فنجان قهوه‌ات می‌بینم که همزمان با تو، در جامعه بشری چند سعید به منصه ظهور می‌رسند و هر کدام در کاری می‌کوشند. یکی از آنها که آقا سعید - الف (و شرکا!) نام دارد یک بنگاه زودبازده افتتاح می‌کند و در آن بنگاه مشغول سرویس‌دهی به نویسندگان و دگراندیشان و آقا فروهر و آقا مختاری و آقا پوینده و اینا می‌شود. شیوه کار این بنگاه دلی‌وری است! یعنی خدماتش را در محل و در خانه ارائه می‌کند. خدمات آقا سعید الف و شرکا هم این قدر خوب ارائه می‌شود که هر کسی که مشتری‌شان بشود دیگر از خانه خارج نمی‌شود.
در کل فال هر کسی از اهالی اصلاحات را که نگاه کنیم، می‌بینیم این آقا سعید - الف و شرکا، آن جا یک شعبه زده‌اند.
در ضمن آقا سعید - الف روی اختراع کردن یک فناوری زودبازده دیگر هم کار می‌کند؛ داروی نظافت که اگر آمریکا و انگلیس و اینا بفهمند این فناوری چقدر خطرناک است دیگر بی‌خیال بمب هسته‌ای و اینا می‌شوند. (این از آقا سعید – الف)
آقا حجا ر یان! از آن طرف یک آقا سعید - ع دیگر هم هست که جای پسر تو است. اما دل شیر دارد! آن قدر دلش شیر است که وقتی 20 سال دارد و تو 45 سال داری با اسلحه واقعی می‌خواهد از تو امضا بگیرد. اما چون سوار موتور است، دستش می‌لغزد و تیرش در می‌رود و می‌خورد توی گردنت. میزان علاقه او به تو آن قدر زیاد بوده که تو از آن موقع تا به حال روی صندلی چرخدار می‌نشینی. (در کل عشق رو ببین چه می‌کنه.)
همین آقا سعید - ع چند سال بعد از آشنایی با تو در صدر هیات بلندپایه‌ای! که حدود 250 نفر بودند و همگی لباس‌های خودشان را پوشیده بودند تا کاملا شخصی به نظر برسند! از خوابگاه دانشجویان بازدید کردند و عشق‌شان را به تک تک دانشجویان ابراز کردند. (اینم از اون یکی آقا سعید.)
خلاصه در فنجانت می‌بینم که هر کسی در این مملکت در هر کاری باشد یک کاری هم دست تو می‌دهد. یا هر طرفی که برود یک جفت‌پا هم به تو می‌اندازد. در کل این طور که معلوم است برادران تو را خیلی دوست دارند. مثلا همین الان برداشته‌اند تو را برده‌اند سانفرانسیسکو که کمی آب و هوا عوض کنی. اصلا یک جورهایی سر عیادت کردن از تو دعواست بین برادران. هی این برادر و هی اون برادر می‌خواهند از نزدیک با تو عیادت کنند منتها چون اتاقی که تو را در آن نگه می‌دارند، تنگ و کوچک است می‌روی توی کما.
آقا حجا ر یان! در فنجانت می‌بینم که تو مغز اصلاحات می‌شوی. برای همین، برای اینکه تو از کشور خارج نشوی و فرار مغزها نشوی، تو را سر جایت می‌نشانند. البته طوری تو را سر جایت می‌نشانند که از آن بعد اگر بخواهی حرکت کنی باید دو سه نفر زیر دست و بالت را بگیرند.
آقا حجا ر یان! توی فالت می‌بینم که داری تمارض می‌کنی و خودت را زده‌ای به کما! تا سیاهنمایی کنی و مردم و مسوولان و بین‌الملل و صهیونیسم و آقا اوباما و خانوم مرکل را فریب بدهی. پدر جان! مثل اینکه طبابت برادران را دست‌کم گرفته‌ای؟ یادت باشد همین برادران هفته پیش به دفع پیروزمندانه یک سنگ کلیه کمک‌های اولیه و ثانویه کردند. از آن طرف یکی دو هفته از یک خانم باردار مراقبت‌های ویژه به عمل آوردند. آیا ما نوبل پزشکی را برای طبابت در فضای تنگ و تاریک از آن خود خواهیم کرد؟ ما نمی‌دانیم!
آقا حجا ر یان! توی طالعت می‌بینم که تو را دستگیر می‌کنند. ناراحت نباش پدر جان! در کل اگر بیرون هم می‌ماندی خطر تهدیدت می‌کرد. الان خدا را شکر کن فقط رفته‌ای به کما و حالت خوب است!

آقا حجا ر یان! این از فال قهوه تو. فنجانت مثل اخبار این روزها، جسته گریخته و پراکنده مخابره شد.


آچین و واچین، پاهاتو ورچین!

توی چند روز گذشته بعضی از نشریات و جریانات، شروع به انتقادهایی کردند که:«چرا دولت کنونی کشته شدن مسلمونای چینی رو محکوم نکرده و از این جور ایرادا.»
آخه یکی نیست به اینا بگه چطور شما میلیونی می‌ریزین تو خیابون و با سکوت، اعتراض می‌کنین اشکالی نداره بعد حالا که دولت داره به خاطر اعتراض به کشتار مردم چین سکوت می‌کنه، شد بد؟ تازه از کجا معلوم معترضان چینی از وزارت کشورشون مجوز گرفته باشند؟ یکی می‌گفت به خاطر فیلترینگ و سانسور شدیدی که تو چین وجود داره، دولت چین نمی‌تونه درد دلاشو به بیرون انتقال بده وگرنه دونه به دونه افشا می‌کرد که چه جوری یه عده قلیل تحت تاثیر جوسازی‌های رسانه‌های خارجی، خودشونو زدن کشتن!(اسنادش هم تو بانک مرکزی چین موجوده). حیف که نمی‌دونم «خس و خاشاک» به زبان چینی چی می‌شه وگرنه به دولتمردای چینی می‌گفتم ماهیت این عده قلیل چیه. ضمنا با بیش از یک میلیارد جمعیتی که تو چین هست اگه پلیسش تیر هوایی هم شلیک می‌کرد بیشتر از 156 نفر کشته می‌شدن.پس نتیجه می‌گیریم که کار کار انگلیسی‌هاست!
علاوه بر اینها از رسانه ملی هم انتقاد میشه که چرا خبرهای چین رو منعکس نمی‌کنه. لازم به ذکره که چون اصولا صدا و سیما از خبر چینی بدش میاد، رسالت خبری‌اش اجازه نمی‌ده که خبرهای چین رو پخش کنه.

در آخر هم اینکه یه مثل قدیمی هست که میگه:«آدم چینی باشه ولی چینی نباشه!» یعنی خوبه آدم، مثل چینی‌ها تو اقتصاد پیشرفت کنه ولی مثل چینی شکننده نباشه!



منبع : روزنامه اعتماد ملی



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد