-متولد 18 شهریور شصت و یک
-در خیابان جیحون تهران بدنیا آمد و بزرگ شد
-فرزند آخر خانواده
-سه برادر و تنها یک خواهر دارد
-با یکی از برادرانش به نام فرهاد خیلی صمیمیتر و راحت تر از هر کسی است
-در نه سالگی تصادف وحشتناکی کرد
-تا قبل از تصادف هنگام دوچرخه سواری با برادرش فرهاد حتی یک بار هم زمین نخورده بود
-سال 1370 و در پی این تصادف شش ماه پایش در گچ بود
-دوازدهم آبان را هرگز فراموش نمیکند، خاطره تصادف
-کلاس چهارم دبستان بخاطر همین تصادف به مدرسه نرفت و در منزل درس خواند
-تا پایان دبستان همیشه معدلش 20 بود
-حافظه بلند مدت خوبی ندارد درست برعکس حافظه کوتاه مدت
-درس خواندنش شب امتحانی است البته بخاطر همین حافظه
-باز هم به دلیل همان حافظه نام بهترین معلمش را به یاد ندارد
-خونسردی مهمترین ویژگی اوست
-به صورت ذاتی قادر به کنترل عصبی خود است
-عقیده دارد تمام آدم های دنیا سهمیاز معنویات دارند
-مطالعه، سرگرمیاوقات فراقت اوست
-به شدت اهل سفر است، سفر خانوادگی را ترجیح میدهد
-هنگام مسافرت همراهانش مهمتر از مقصد و مدت سفر هستند
-در خانواده او هیچ کس دنبال کار هنری نرفته
-میگوید اگر پدرش خواننده میشد اتفاقات خوبی برایش میافتاد
-پدرش صدای خوبی دارد و صدایش ارثی است
-خودش هم نمیداند چگونه و کی و کجا به سمت شعر گفتن تمایل پیدا کرد-
-دو دیپلم دارد، هم ریاضی و انسانی
-رشته انسانی را بعد از ریاضی به خاطر علاقه به ادبیات انتخاب کرد
-دوره کودکی هیچ قهرمانی نداشت
-در حال حاضر ساکن یوسف آباد است
-فرید احمدی ، محسن رجب پور ، علی پهلوان ، نیما وارسته و غلام و بهنام علمشاهی دوستان صمیمیاو در موسیقی هستند
-فاصله گمنامیتا شهرت برایش نه طولانی بود و نه کوتاه
-عقیده دارد مردم آلبوم 85 و قطعاتش را دوست دارند نه بنیامین را
-از این که کارش مورد پسند مردم قرار گرفته لذت میبرد
-ترجیح میدهد گمنام باشد تا مشهور و خنثی
-با این نگاه به مقوله شهرت هیچ تغییری در اخلاق و رفتارش به وجود نیامده
-از دوستان و خانوادهاش کمک میخواهد تا اسیر غرور و شهرت نشود