اگر یک میلیارد تومان پول پیدا کنید با آنچه کار میکنید؟ پاسخ این سؤال را کارگر 48ساله شهرداری شهرستان گرگان طوری داد که خیلیها را شگفتزده کرد.
به نقل از حسن مزرعینوده، که 13 سال است بهعنوان پرسنل خدمات شهری در شهرداری گرگان کار میکند بعد از اینکه یک کیف پول حاوی یک میلیارد تومان چک و دلار پیدا کرد، به خانه رفت و با کمک همسرش توانست صاحب این کیف را پیدا کند. او سپس با این مرد تماس گرفت و بعد از چند ساعت کیف پول یک میلیاردی را به او پس داد.
سابقه پیدا کردن500 میلیون تومان چک پول
مزروعی
در پاسخ به روزنامه همشهری که از وی پرسیده است "با دیدن این همه پول
وسوسه نشدی که آنها را برای خودت برداری؟" میگوید:اگر قرار بود وسوسه
بشوم، چند سال پیش که 500 میلیون تومان چک پول پیدا کردم و خیلی راحت
میتوانستم آنها را نقد کنم وسوسه میشدم. اما احساسی که موقع پیدا کردن
کیف پر از چک و دلار داشتم همان احساسی بود که موقع پیدا کردن 500 میلیون
تومان چکپول داشتم و با خودم گفتم که اینها مال من نیست و هر طوری شده
باید صاحب این پولها را پیدا کنم.
این کارگر ساده شهرداری که
20سال است که مستاجر است در حصوص کشف قبلی خود میگوید: چند سال پیش هنگام
جارو کردن خیابان، یک سبد پیدا کردم که داخل آن یک کیف پر از چکپول بود.
وقتی در کیف را باز کردم با دیدن مدارکی که داخل آن بود فهمیدم صاحب کیف،
یک راننده کامیون است که در همان حوالی زندگی میکند.
من او را
میشناختم و برای همین یک راست به گاراژی که در آنجا کار میکرد رفتم.
وقتی کیف را پس دادم خیلی خوشحال شد. میگفت کیف را داخل سبدی در روی قسمت
تاج کامیون گذاشته بود، تا کسی آن را سرقت نکند اما وقتی سبد از بالای
کامیون افتاده بود متوجه آن نشده بود. بنده خدا پول را از فرد دیگری گرفته
بود تا برایش از تهران بار لوازم خانگی بخرد و اگر پولها پیدا نمیشد
زندگیاش تباه میشد.
100 هزارتومان شیرینی تاجر میلیاردی و بک ربع سکه از شهرداری گرگان
مزروعی
ماجرای پیدا کردن تاجر میلیاردری که پولهای خود را گم کرده بود میگوید:
اصلاً نمیشناختمش. انگار اهل مشهد بود، میگفت تاجر است. وقتی متوجه
گمشدن کیف پولش شده بود که در راه مشهد بود. خودش میگفت هنگام عبور از
گرگان کیف در جیبش بوده و متوجه افتادنش نشده است. اما چند ساعت بعد وقتی
برای سوختگیری به پمپ بنزین رفته بود فهمیده بود که کیفش گمشده. بنده خدا
بدجوری شوکه شده بود و وقتی به در خانهام آمد و کیف پول را دید گریهاش
گرفت. باورش نمیشد کسی پیدا شود که از این همه پول بگذرد و کیف را پس
بدهد. بعد هم با اصرار 100 هزار تومان بهعنوان شیرینی به من داد و به طرف
مشهد به راه افتاد.
مسئولان اداره هم در مراسمی یک ربع سکه بهار آزادی به عنوان قدردانی به من دادند و بهعنوان کارگر نمونه معرفیام کردند.