زن در سینمای ایران نقش گوجه روی سالاد را دارد
زینب سلحشور، دختر فرج الله سلحشور، کارگردان سریال یوسف است. او مشاور خانواده و هنرمندی است که حدود 9 سال در سینما، تلویزیون و رادیو کار کرده و آغاز کارش با گروه کودک شبکه یک و برنامه نیمرخ بود. پس از آن در رادیو به گویندگی پرداخت و از آن پس در پروژههای سینمایی در سمتهای مختلفی به ایفای نقش پرداخت. تقریبا همه خانواده او مخالف سرسخت حضور او در عرصه هنر بودهاند!
زینب سلحشور از منتقدین جدی سریال یوسف پیامبر است. همان سریالی که پدرش ساخته. او معتقد است نباید انتقاداتش را به سریال یوسف پیامبر محدود کنیم موضوع از دید او وسیعتر از دیدگاه مطرح شده در یک سریال است. سلحشور که در خانوادهای مذهبی زندگی میکند و دو برادرش هم طلبه علوم دینی هستند، میگوید جریانی هدایت شده و سازمان یافته برای ترویج چند همسری در سینما و تلویزیون به راه افتاده که نتایج آن میتواند در جهت اهداف دشمنان انقلاب مصرف شود. وی انتقاد خود را بیشتر متوجه ناظران بخش فرهنگی کشور میداند تا هنرمندان و فیلمسازان. این گفت و گو را بخوانید:
آینده:حضور زن در چند سال اخیر در فیلمها و سریالها تقریبا به حاشیه رفته، به جز چند فیلم انگشت شمار، زن در فیلمها به صورت بخشی از دکور یا به عنوان عامل بالا بردن گیشه مطرح شده، شما نقش زن را چطور ارزیابی میکنید؟
سلحشور:در چند ساله اخیر نبوده، زن همیشه در سینمای ما نقش حاشیهای بوده. خانمها در سینمای ما نقش گوجه روی سالاد را دارند، یک نقش تزئینی! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود! نمیدانم شما چند مجموعه میتوانید اسم ببرید که در آن خانمی عاقل، بالغ و باشعور داستان را پیش میبرد. ما از این قبیل داستانها در فیلم و سریالهای خارجی بسیار میبینیم، اما در ایران متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد.
آینده:فکر میکنید این متاثر از بحثهای مذهبی باشد، یعنی در مذهب ما خیلی جاها قرار نیست که زن آنقدرها آزاد باشد که بتواند خیلی کارها را انجام بدهد؟
سلحشور:خب متأسفانه ما دست آخر برای توجیه دیدگاهها و سلائقمان همه چیز را گردن دین میاندازیم، فکر نمیکنم این تأثیر دین در سینمای ما باشد. بعضی از آدمهایی که با این نگرش فیلم میسازند، شاید خیلی معتقد و مذهبی هم نیستند من علتش را تاثر از عرف و نگرشهای سنتی میدانم. چون دین ما از نظر من چنین نگاهی ندارد. ما طبق سلائق خودمان و طبق حافظه تاریخی چند هزار سالهمان که مردمحوری را در خود دارد، عادت به اینگونه نگاه کردن به زن داریم! حالا این وسط یک چیزی هم از شرع میشنویم میبینیم چقدر با سلیقه ما جور است. آن را به همه مسائل تعمیم میدهیم. مثلا حکم شرعی وجود دارد که یک خانم به تنهایی آواز نخواند آواز دست جمعی باشد (که البته روی این هم اختلاف است)
این یک حکم شرعی است اما خود ما این نگاه را در همه چیز وارد میکنیم، میگوییم پس یک خانم در هیچ موردی نباید تنهایی نشان داده شود و همیشه باید در سایه یک عدهای باشد. من این را به حساب دین نمیگذارم. چون ما شخصیتهای تاریخی- مذهبی زیادی داشتیم که نه در سایه کسی بلکه به تنهایی استقلال حضور داشتند، حضرت زهرا وقتی که خطبه خواندند تنها بودند آن هم در جمع آن همه مرد، که اگر ما آن روز بودیم، قطعا چه حرفها که پشت سر زنی که آمده بین این همه مرد صدایش را بلند کرده و خطبه خوانده نمیزدیم!! حضرت زینب بعد از واقعه عاشورا تنها بود. یعنی میخواهم بگویم این نوع نگاه برآمده از سلیقهها و برداشتهای ماست، نه از دین.
عرض کردم شاید برخی از سینماگران ما اصلا نگرش مذهبی هم نداشته باشند، اما وقتی بحث زن میشود نگاهشان نگاه جنسیتی است، به جای نگاه شخصیتی. اگر هم زنی محور اصلی داستانها باشد، یک زن معتاد، یا یک زن خیابانی یا یک زن مظلوم بدبخت است! آنهایی که معتقد نیستند نگاههای جنسیتی دارند، آنها هم که معتقدند نگاههای متعصبانه و سلیقهای که هر دو زن را تخریب میکند.
من کارگردانی را میشناسم که وقتی سریال دکتر کوئین پخش میشد، هر جا که بود مکان را ترک میکرد! یک بار خودم از این آقا شنیدم که در بحثی میگفت: اصلا در هر فیلمی که زن نقش اصلی دارد و اوست که همه را هدایت میکند، بدانید که این فیلم فیلم فمینیستی است!! میخواهم بگویم متاسفانه، این نگرش برخی از آدمهای سنتی- مذهبی ماست.
آینده:بحث
چند زنی تقریبا از سریال نرگس در تلویزیون مطرح شد، و بعد از آن ادامه
پیدا کرد. میدانم که از دغدغههای شماست، فکر میکنید چرا این اتفاق
افتاده؟
سلحشور:البته من این را رد میکنم که از سریال نرگس شروع شد.
آینده:از کجا شروع شد؟
سلحشور:فکر می کنم 20 سال است که این روند مطرح کردن مسئله چند همسری در سینما و تلویزیون آغاز شده
آینده:خب از چه سریالی؟
سلحشور:یک روند خیلی عجیبی بود این داستان، خیلی هم استادانه طرحریزی شده بود.
آینده:یعنی با طرح و سازماندهی شده اتفاق افتاده؟
سلحشور: این که میگویم طرحریزی شده بود، چون اعتقاد دارم واقعا طرحریزی شده بود. من یادم میآید که از یک دورهای عشق از دامنه بین دختر و پسرها رفت بین زن و مردها، در فیلمهای خارجی این طور شد. یعنی عوض دختر و پسرها حالا زن و مردهای مطلقه یا همسر مرده آمدند وسط. یعنی کم کم عشق به میان جامعه آدم بزرگها رفت. بعد از مدتی جریانهایی مثل تعریف خیانت شروع شد. آمدند خیانت را در فیلم تعریف کردند، وقتی اسم خیانت میآید خیلی وحشتناک است اما وقتی با مهارت تمام اسم خیانت عوض میشود و واژههای دیگری جایگزین آن میشود قبح صحبت کردن راجع به آن میریزد!
یک مطلبی شما داشتید که یکی از کارکنان سریال یوسف فرستاده بودند، من میخواهم از حرف این خانم استفاده کنم که در واقع حرف دل من هم بوده، این روندی که ایشان در 17-18 ساله گذشت تشریح کردند، کاملا تصدیق میکنم و اضافه میکنم که حالا پس از روند عادیسازی و حتی مظلوم نشان دادن مردان خیانت کار امروز نوبت موجه شدن تصویر زن دوم است! همسر دوم در فیلمها به عنوان یک عنصر موجه مطرح میشود. الان داستان طوری شده که هووها نقشهای مثبت داستان هستند، در سریالهای کرهای همسران دوم و سوم امپراطور، آدمهای خوبی هستند.
آینده:خب شاید اتفاقی بوده، وقتی که سریال تاریخی است و بر اساس واقعیت و مثلا یک شخصی دو زن داشته، که فیلمساز ما نمیتواند باید و بگوید که خیر، یک زن داشته!
سلحشور:ببینید در سریال مختار من اطلاع دارم که همسر دوم مختار نشان داده میشود، که نمیدانم چه لزومی دارد که بحث همسر دوم مختار مطرح شود. به قول آقای قرائتی میگوید علمی که سود نداشته باشد به چه دردی میخورد؟ مثلا بدانید ابنسینا چند کیلو بوده، به چه دردتان میخورد! حالا شما بدانید فلانی 50 زن داشته، چه چیزی را میخواهید بفهمید، چه چیزی را میخواهید اثبات کنید؟ مگر این که یک هدفی از این ماجرا دارید، مگر فیلمساز بدون هدف کاری میکند؟ روندی که الان در حال شکلگیری است، روند موجه شدن همسر دوم در فیلمهاست. با تمام حرمتی که برای آقای افخمی قائل هستم، و ایشان برای من خیلی عزیز و قابل احترامند، ولی باید بگویم روز حسرت یکی از نمونههای این کار بود. یعنی خواسته یا ناخواسته در این فیلم همسر دومی به عنوان یک قدیس مطرح شد! نه حتی یک زن معمولی، دردکشیده و ...
همسر دوم فیلم آقای افخمی یک قدیس به تمام معنا بود. قدیسی که همه در قیامتشان گیر بدرفتاری با این همسر دوم بودند! سوالی اتفاقا در همین فیلم مطرح شد که جوابی به آن داده نشد که دقیقا بیجواب ماندن این سوال هم برای من جای تعجب بود! وقتی که خانم بایگان میفهمند که پسرشان همسر دیگری نیز دارد، آقای فرامرز قریبیان به این نکته اشاره میکند که من آن دختر را دیدهام، دختر خوبی به نظر میرسد و خانم بایگان با تعجب میپرسد: «چطور زنی که راضی میشود سر زندگی کس دیگری برود زن خوبی است؟» اما در این سریال به این پرسش پاسخی داده نمیشود و خانم بایگان هم خیلی راحت سر این موضوع قانع میشود و همسر جدید پسرش را آن هم با مهــــــر فراوان!! میپذیرد! و این آن چیزی است که قرار است جا انداخته شود! این که آقایان شجاعت داشته باشید و کمی صبر، هر خانوادهای وقتی اول این موضوع را بفهمند، کمی دعوا و داد و بیداد میکنند، اما بعد مجبور میشوند رضایت بدهند!
آینده:یعنی فکر میکنید کسانی دوست دارند اینجا مثل عربستان شود؟
سلحشور:شما جور دیگری فکر میکنید؟
آینده:من نمیدانم، از شما سوال میکنم!
سلحشور:نمیگویم همه، اما لااقل آرزوی این جریان این است که مسلما به آنجا ختم خواهد شد. ولی به قول آن خانم آنچه متاسفانه مدنظر قرار نگرفته، این است که زنان ایرانی مثل زنان عرب نیستند که سازگار شوند و بگویند خب نصف مال من نصف مال تو!! این اتفاق در ایران نمیافتد، زن ایرانی نمیایستد این جریان را تماشا کند اتفاقی که میافتد که متاسفانه متاسفانه متاسفانه صدای پیشرفت جریانش هم به گوش می رسد انتقام و دو طرفه شدن خیانت است!
آینده:آیا شما فکر میکنید در آینده آنچه به قول خودتان «ترویج چند زنی» است، ممکن است تبعاتش به جز ترویج چند زنی، خیانت و فساد هم باشد؟
سلحشور:در آینده نیست، الان اتفاق افتاده. شما واقعا خبر ندارید که این روند در ایران راه افتاده. به خاطر یک سریال نیست، به خاطر یک روند فرهنگساز است. ببینید بچه تا زمانی که دروغ را نگفته دروغ گفتن برایش قبح دارد، وقتی گفت دیگر تا اخر عمرش دروغ میگوید به قول این خانم، تا یک زمانی این موضوع قبیح بود، ولی الان شده مایه خنده، دور هم مینشینند در موردش حرف میزنند و میخندند مننمی دانم باید چه کسی را مقصر دانست؟ متاسفانه کار به خیانت دو طرفه کشیده، حالا این که کسی حواسش هست یا نه، نمیدانم.
آینده:عطف به قوانین مذهبی ما، بیشتر آنهایی که میخواهند بحث چند همسری را در فیلمهایشان در ایران مطرح کنند، با توجه به ممیزیهای خاص سینما و تلویزیون، به قوانین مذهبی متوسل میشوند.
سلحشور:دقیقا اینطور است و این جای تاسف دارد. من معتقدم اگر آدم هر کاری میخواهد بکند شجاعتش را داشته باشد بگوید من میخواهم اینطور باشد، شجاعتش را نداریم میخواهیم خودمان را به یک جای قابل استنادی وصل کنیم، پشت دیوار مذهب قایم میشویم!
آینده:سریالی که الان پر مخاطب است و بحث برانگیز سریال یوسف است که اتفاقا پدر شما هم کارگردان آن است. در اغازین قسمتهای این سریال حضرت یعقوب نشان داده میشود که از میان چهار زنش، یکی را بیشتر دوست دارد و از میان بچههای چهار زن بچه همان زن را، که تلویحا حسادت زنهای دیگر و حسادت بچهها هم به بچه زن مورد علاقه تعمیم داده میشود و در واقع این حسادتهای زنانه، افکار و افعالی شیطانی مطرح میشوند، نظرتان به عنوان دختر آقای سلحشور در مورد این سریال چیست؟
سلحشور:خود
قرآن در مورد چهار زنی حضرت یعقوب و در مورد خواهر بودن همسرانش چیزی
نگفته. وقتی که نظارتی نیست، هر کسی برداشتهای شخصیاش را به تصویر
میکشد. من به عنوان یک مخاطب عادی نظر میدهم، کاری ندارم که نسبت من با
کارگردان این کار چیست. من شرمندهام از همه جوانهای این مملکت که دین
برایشان اینطور تعریف میشود. متاسفم و نگرانم از آینده این نسل با دین و
سیرت و قرآن. نمیدانم تکلیف آنها چه خواهد بود؟
آینده: این برداشتهای شخصی چه تاثیری دارد؟
سلحشور:واقعا چقدر برای ما اهمیت دارد تاثیرش روی زندگی مردم چقدر است؟ همه هنرمندان میدانند که هنر با مخاطب تعریف میشود. میخواهیم بدانم ما چقدر فکر میکنیم که تاثیر کارمان روی مردم چیست و چقدر مسئولیتپذیر هستیم؟ من انتظاری از آقایان ندارم، شاید خیلی چیزها بخواهند که خیلی چیزها پیش بیاید. اما میخواهم از خانمها بپرسم ما چقدر حق داریم چیزهایی که دوست داریم را عرف کنیم و ترویج دهیم؟ چقدر برایمان مهم است که چه آتشهایی را در زندگیها روشن میکنیم؟ آیا ما مخاطبین خود را فقط در لحظاتی که برایمان سوت و کف میزنند و از ما امضا میخواهند می بینیم؟
آینده:خب چه چیزی باعث میشود که این سوء تعبیرها به وجود بیاید و این سریالها ساخته شوند؟
سلحشور:فقدان متولی درست. میخواهم فرزندوار از علمای امروز جامعه یک انتقاد کوچکی بکنم، گرچه انتقاد از علما خیلی شایسته نیست متاسفانه. ولی من جرات میدهم به خودم که سوالم را مطرح کنم. برایم جالب است که در جریان انقلاب علما خیلی سهم داشتند، اصلا عامل اصلی شکلگیری و پیروزی انقلاب علما بودند، علما بین مردم بودند، ریسکپذیری داشتند. چه شد که بعد از انقلاب علما احساس کردند که مردم دیگر به آنها احتیاجی ندارند؟ چه شد که حالا تنها جایی که علما را میتوان یافت مدارس علمیه است؟ یک وقتی شما میگویید علما به تربیت شاگرد پرداختهاند تا آنها بیایند دین را به مردم بگویند، خیلی خب کجا هستند این شاگردان؟
دو برادر من و خیلی از بچههای فامیل ما طلبه هستند. اما مانند بسیاری طلاب دیگر حاضر نیستند محل زندگی خود را غیر از قم شهر دیگری قرار دهند؟ یعنی تنها شهری که نیاز به ارشاد دارد قم است؟ طلبهها اصلا حاضر نیستند از قم بیرون بیایند! چرا تبلیغ میروند ،10 روز محرم ، 1 ماه رمضان ، اما آیا واقعا اینجوری است؟ نیاز مردم به یک عالم دینی با این چند روز چند روزها برطرف میشود؟ با یک سال و دو سال تبلیغ هم وضعیت مردم یک شهر عوض نمیشود. احساس میکنم اهداف گم شده است. من راحت بگویم، من در یک خانواده مذهبی زندگی میکنم، دو برادر من طلبه هستند، عموی من مداح است و.. من به عنوان یک جوان پاسخ سوالات مذهبیام را نمیتوانم بگیرم، 3 ماه طول میکشد تا از یکی که میتواند جواب سوالهایت را بدهد وقت بگیری بعد هم یک ساعت بیشتر زمان برای صحبت نداری! وای به روز باقی افراد جامعه!
اسم برنامههای تلویزیونی را هم نمیآورم که همه ما میدانیم که هر کس پشت دوربین قرار میگیرد موظف است طبق ضوابط سازمان سخن بگوید و آن هم در حالی که همیشه ضیق وقت وجود دارد! سخنرانی از علمای بزرگی چون آیت الله جوادی آملی پخش میکنند که فقط طلاب سطح بالا معنیش را میفهمند! ما چیزی به اسم پرسش و پاسخ مذهبی و طلبگی در تلویزیون نداریم، شاید برای این که به دین خود اعتقاد نداربم و معتقد نیستیم اسلام برای هر سوالی، جوابی دارد و از ترس این که نکند در یک برنامه سوالی مطرح شود که علما از پس جواب دادنش برنیایند اصولا طرح سوال و جواب را از برنامهها حذف میکنیم!
ما قدر علمایمان را نمیدانیم و متاسفانه آنطور که باید از محضرشان استفاده نمیکنیم در حالی که همه میدانیم اصولا یکی از جنبههای جذب مردم به دین در زمان ائمه اطهار (علیهماالسلام) مناظرههای ایشان با اهل ادیان دیگر بوده. مسئولین امر چقدر به بحث تشریح و تبیین درست دین برای مردم اهمیت دادهاند؟
آینده:بحث علما در جای خود وجود دارد. اما اینجا بحث سریالهاست، طبعا علما نه میتوانند و نه وقت و موضوعیتشان این است که بنشینند و سریالها را قبل از پخش نگاه کنند و نظر بدهند، ناظرینی در صدا و سیما به عنوان ناظر پخش وجود دارند. فکر میکنم نقش آنها در این موضوع خاص بیش از نقش علما موضوعیت دارد.
سلحشور: ببینید بحث علما که مطرح شد، بحث نظارت بر صداوسیما نبود، شما گفتید وظیفه چه کسی است که دین را تشریح کند، من گفتم وظیفهاش با علماست، میخواهم این دو با هم خلط مبحث نشود و کسی از این بحث سوء برداشت نکند. میخواستم بگویم اگر دین درست و به طور جامع و آرمانی ترویج شده بود، امروز تنها آیت الله سبحانی به این سریال اعتراض نمیکردند، همه مردم به این سریال اعتراض میکردند.
اما در مورد نظارت، چطور میتوان تصور کرد که جریان ناخواسته اتفاق افتاده! در این سریالها خیلی چیزها میآید ساخته میشود و پخش میشود و بعد میگویند ما خبر نداشتیم، مگر میشود ما همه چیز را کنترل کنیم! اگر همه چیز را نمیشود کنترل کرد، چطور فیلمنامههایی که در آن، دو جمله که از حد ممیزی خارج باشد تصویب نمیشوند؟ اگر فیلنامهها بدون خواندن و دقت تصویب میشوند، باید نشست و گریه کرد. اگر هم با دقت و پس از بررسی تصویب میشوند که دیگر چه توجیهی وجود دارد؟ بعضی وقتها میگویند تقصیر کارگردان بود، فیلمنامهای که ما تصویب کردیم این نبود! چطور ممکن است چنین اتفاقی بیافتد؟ پس ناظر کیفی برای چه به پروژهها فرستاده میشود؟ بر این اساس من معتقدم که با وجود نظارتها این اتفاق طراحی شده است.
آینده:شما
میگویید پروژه سازماندهی شده وجود دارد، نمیدانم تعریفتان از سازماندهی
چیست، تعریف من از سازماندهی این است که یک تصمیم از بالا گرفته شود و بعد
در طبقات پایینتر چگونگی تحقق این تصمیم محقق شود. اینجا اول فیلمساز
طرح خود را ارایه میدهد بعد ناظرین تاییدش میکنند. یعنی ناظرین نقشی در
ایدهپردازی فیلمساز که ندارند!
سلحشور:ببینید من به هیچ عنوان هنرمندان را در این ماجرا مقصر نمیدانم. من به محمد حسنزاده، کارگردان مجموعه نمیرخ میگفتم که چرا فلانی را به عنوان مجری انتخاب کردند، به من گفت، خانم سلحشور آن آدم مقصر نیست، او دوست دارد این کار را انجام بدهد. کسی که به او اجازه داده که مطرح شود مقصر است. گیرم همه ادمها دوست داشته باشند بیایند رییسجمهور بشوند شما اجازه میدهید؟ یک مرجعی باید باشد که کنترل کند.
حالا این قضیه دو وجه دارد، یا این اتفاق خواسته میافتد یا ناخواسته. ناخواسته یک موضوعی مطرح میشود و سالها دستمایه فیلمسازی فیلمسازان میشود، مثلا در دوران دفاع مقدس همه به سمت ساخت فیلمهای جنگی میرفتند، خب یک نفر هم در این جریان قرار میگیرد. او مقصر نیست. اما یک موقعی هم خواسته این کار انجام میشود. یعنی یک فیلمسازی میخواهد هشدار بدهد، به مخاطب و مسئولین که اتفاقی در حال رخ دادن است که بنیان خانوادهها را از هم میپاشد. یا همین که یک آدمی خودش این کاره است، دوست هم دارد، میخواهد این را فرهنگ کند.
من میخواهم بگویم یک هنرمند کاری که به نظرش درست است، انجام میدهد، چه کسی که میخواهد هوس هایش را رایج کند، چه آن کسی که می خواهد هشدار بدهد و چه آن آدمی که به خاطر مد روز این داستان را می نویسد، آن کسی که اینها را کنترل میکند و خط میدهد، هنرمند نیست. اینجا مسئول و ناظر وجود دارد. این هم که میگویم این جریان هدایت شده است، نمیخواهم این را مربوط کنم به مسئول صدا و سیما و یا هر کس دیگری.. موضوع خیلی بزرگتر از اینهاست.
من در پروندههای مشاورهای که دارم، میبینم طی این دو- سه سال اخیر به شدت تعداد افرادی که به جادو و طلسم روی میآورند، زیاد شده. یعنی مردم گرفتارند و دست آخر نمیتوانند مشکلشان را حل کنند. به سمت جادو و طلسم میروند، من آماری در آوردم که خیلی برایم جالب بود. اخیرا هم فکر میکنم این بحث را از برنامهای شنیدم که راجع به مدعیان دروغین بود. میگفتند که یهودیان و کسانی که نسبت به مسلمانان مغرض هستند به شدت به دنبال ترویج این خرافات هستند. ترویج چند همسری هم میتواند یکی از این برنامهها باشد، با ترویج چند همسری بنیان خانواده از هم خواهد پاشید، این یعنی براندازی نرم. دیگر نیازی به اسلحه نیست،خانواده را بپاش همه اجتماع از هم میپاشد ، فرزندان خانوادهای که نظارت و دوستی با فرزندان در آن از بین میرود، چون پدر و مادر مشغول دعواهای عاطفی و حقوقیاند به دنبال خلاهای خود سر از خیلی جاها ممکن است در بیاورند!
(البته نمیگویم همه اینطور می شوند) من از نزدیک دیدهام خانوادههایی را که دچار مشکل میشوند. اصلا اینطور نیست که یک مردی زن دوم بگیرد و بعد از مدتی جنگ و جدل اوضاع مساعد شود. بنیان خانوادهها از هم میپاشد، بچه ها قربانی جدلهای پدر و مادر میشوند اگر کار پدر و مادر به جدایی نکشد! مادر تبدیل به یک جسم بیروح، منزوی و افسرده میشود و بچهها عملا از انرژی مثبت او بی بهره می مانند ، آدمهایی می شوند بی نهایت بدبین و ترسو نسبت به تشکیل زندگی مشترک! فیلم می سازیم و می خواهیم به یک بچهای بیاموزیم که اگر پدرت به مادرت خیانت کرده به تو ربطی ندارد بر ماجرا سرپوش بگذار و زندگیت را بکن ! واقعا تصور می کنیم که همچین بار سنگینی برای یک بچه کشیدنی است؟ ما رویاپردازی میکنیم یا می خواهیم واقعیت را ببینیم؟ با همه وجود معتقدم به این که این یک جریان تعریف شده از سوی دشمنان اسلام است که متاسفانه ما بدون فکر کردن به عواقب طولانی مدت آن با آن همراه شدیم
و اما حرف آخر: میدانم که از فردا به لیست خانم های فمینیست اضافه می شوم چرا که در جامعه ما اصولا صحبت درباره حقوق زنان و یا ارائه تعریف مثبت از زن (مگر آنجا که ما مصلحت ببینیم!) یا هشدار درباره ظلم به این قشر یعنی طرفدار فمینیسم بودن !! که اگر اینطور است پیامبر گرامی ما اولین پایهگذار فمنیسم به حساب میآید و من مفتخرم که پیرو ایشانم! و دوم این که من به عنوان یک جوان به همه مسوولین و علمای مملکتم که تلاش میکنند برای بهتر انجام دادن مسئولیتشان در هر پستی که هستند احترام ویژه قائلم و امیدوارم که انتقاد آگاهانه جوانان را به حساب رد زحمات ایشان و یا قدرنشناسی نگذارند و آنها هم اگر صحبتی با مردم دارند در گفتنش راحتتر باشند و بدانند که مردم ظرفیت درکش را دارند و اگر کمکی از دستشان بر بیاید دریغ نمیکنند ...
منبع :سایت آینده نیوز